فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
88
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
مىآمدم با وجود ضعف و كلال تمام كه بواسطهء آلام و اسقام بدن ناتوان مرا حاصل بود در نزهت دشت تركستان ديدهء بصيرتم حيران مانده بود و در التفاف اشجار طرفا و غضا « 1 » گلّهاى آهويان سفيد ديدم كه مىچريدند و در هر ناحيهء كه مرعاى . كثير - الحشيش مشاهده مىنمودند بصوب آن ميدويدند تصور مىنمودم كه مگر آن قطايع و گلّهاى گوسفندان [ 37 ر ] سكان قرى و ولايات است و چون معلوم ميشد كه آن گلّهاى شكاريست كه نعمت خوار مراعى آن براريست هوس شكار در خاطر افكار افتاده اين مطلع بر زبان جارى ميشد . مطلع بيا ساقى غنيمت دان بهار و گشت تركستان * بده جامى كه ميخواهم شكار دشت تركستان وصف قلعهء ارقوق از قلاع تركستان اول قلعهء كه منزل رايات همايون شد قلعهء ارقوق بود و آن قلعهايست بر يك فرسخى نهر سيحون و وقوع آن بر طرف غربى نهرست و از آنجا معبرست بجانب قلاع شرقى تركستان مثل مدينهء يسى و صبرام و ديگر ولايات و هر چند قلعهء ارقوق بحسب عمارت اندك خانهء چندست فامّا از معمورى او امرى غريب مشاهده نموده شد ، چه عبور تمامى عساكر منصوره درين سال برين قلعه بود تمامى از برّ و باديهء سمرقند و بخارا بيرون آمده بودند و هيچكس را از جنس مطعوم هيچ معلومى نبود و عزم آن داشتند كه مدت يك ماه يا زيادت حمل قوت و زواده نمايند جهة سفر بلاد اوزبك و قزّاق . غلات و محصولات ارقوق به امداد بعضى از محقرات قلاع ديگر كه در ناحيهء غربى نهر سيحون واقعست داد تمامى اين لشكرها داد و با وجود آنكه وسط زمستان بود و موسم غلاى غلات و قلّت اقوات و چنين لشكر بىپايان كه محاسب و هم از عدّو احصاى ايشان در تحيّر باز مانده و صاحب احصاى فهم در احاطهء بعضى از آن قلم ضبط نرانده در ساحت آن قلعه نزول نموده و
--> ( 1 ) - هيزم طاقست .